معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
383
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
و خلوتخانهء ابراهيم درون آتش بود ظاهرش را به آتش مشغول كردند و سرّش را به حضرت خود مكاشف گردانيدند ، تا به اين رمز تكلّم مىنمود كه « إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ » . موسى را نيز خلوتگاه كوه تور « 1 » بود ، ظاهرش را به مطالعهء آثار بازداشتند « وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ » و باطنش را به مشاهدهء انوار مستغرق كردند « وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً » تا از آن معنى به اين عبارت اشاره فرمود كه « سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ » خلوتگاه يونس شكم ماهى بود تنش را به حوصلهء ماهى سپردند و سرّ او را به خود مشغول گردانيدند تا مىگفت : « لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ » . و خلوتخانهء عيسى فلك چهارم بود چشمش را با ملائكه همراز « 2 » كردند ، و جانش را در قدس با خود دمساز گردانيدند « بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ » . و خلوت اين صاحب دولتان در اين خلوت به آن بود كه خلق تمام از نظرشان برخواستند و حظوظ نفسانى به تمام مرتفع گشت و بسرّ همگى خود « 3 » متوجه به حق تعالى شدند . اما خلوتخانهء حضرت رسالت ( ص ) آن بود كه چون خواستند كه از ما سوى خلاصش سازند ، و سرّش را به تمامى از غير خويش باز پردازند مقام قرب را كه از آن كنايه به اين رمز فرمودند كه « دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى » . آنجا نفس نفيس او را به افق اعلا مشغول گردانيدند تا سرّ او فراغت خلوت يافت ، و در آن فراغت نفسى برآورد كه « التّحيّات للّه و الصّلاة و الطيّبات » و چون عرض اين تحيّت فرمود بتشريف سلام از آن حضرت مشرف گشت و به خلعت
--> ( 1 ) - ح : طور . ( 2 ) - ح : براز كردند . ( 3 ) - ح : خويش .